امید ناممکن-مهرناز آزاد - از مجموعه شعر " ما چشم های شب زده"



امید ناممکن

باورم نيست مي رسي از راه

مثل اميدهاي ناممكن

مثل يك عمر آفتابي و پاك

مثل كاشانه اي كه هست ايمن

 

پشت دروازه هاي چشمانت

راز دنياي بي قرار من است

در دل كوچه هاي احساست

زندگي، عشق، روزگار من است

 

تو اگر در مسير من باشي

جاده ام تا خدا گلستان است

اين زمين بي تو يك كوير بلاست

با تو لبريز باغ و باران است

 

كاش ناممكني شوي ممكن

كه مرا يك جهان اميد كني

پاي محراب چشم زيبايت

چشم هاي مرا شهيد كني

 

كمر سخت اين زمستان را

كاشكي بشكني در اين ميدان

تشنه ام اي هميشه باراني

باز باران فقط فقط باران

 

زخمي جاده هاي ترديدم

كه درايمانم آه مي پاشند

در دل پاك  بي گناهي من

گاه گاهي گناه مي پاشند

 

بگذر از من كه سخت منتظرم

 روح من را دوباره دريابي

تا شوم حل درون امنيتت

و رها از حريم بي تابي

 

گربيايي حضور پر رنگت

تا يقين مي برد شعور مرا

تقويت مي كند شكوه دلت

گامهاي پر از غرور مرا

 

مي رسي آري اي هميشه ترين

تا در اوج تو بال بگشايم

باز هم مثل روزهاي قديم

چشم بر يك زلال بگشايم

مهرناز آزاد - از مجموعه شعر " ما چشم های شب زده"

تقدیم به ساحت مقدس امام زمان (عج)


مشخصات

  • منبع: http://shaeranejavanesfahan.blogfa.com/post/153
  • کلمات کلیدی: باران ,مهرناز آزاد ,امید ناممکن
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها